
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
محمد صادق هستم. کارشناس مترجمی انگلیسی و اوایل راه خلبانی از نوع مسافرکشی! و علاقمند به مسائل سیاسی. خیلی وقتا خیلی چیزا باعث میشه خیلی حرفا با خیلی از آدما داشته باشم که قراره از این به بعد به جای اینکه مخ بابامو وقتی خسته از سر کار میاد بخورم یا مخ فک و فامیلو تو مهمونیا، این بلا رو سر شما بیارم! با اجازه!
در ضمن عنوان وبلاگ از اسم کتابی که زندگینامه شهید خلبان بابایی هستش گرفته شده.

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ
خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .
منتظر نظرات سازنده شما دوستان هستیم.
بدون مقدمه:
رهبر عزیز انقلاب در دیدار با مردم چالوس ـ دیداری که با تبلور عشق بین مردم و مقتدایشان آرزوی ضدانقلابان و دشمنان ولایت را بر باد داد ـ فرمودند:
"من فقط يك جمله عرض بكنم؛ مخاطب من عموم مردمند، بخصوص جوانان؛ همهى مردم كشورند، بخصوص اين مناطق حساس. جوانان عزيز! هر چه ميتوانيد در افزايش بصيرت خود، در عمق بخشيدن به بصيرت خود، تلاش كنيد و نگذاريد، نگذاريد دشمنان از بىبصيرتى ما استفاده كنند؛ دشمن به شكل دوست جلوه كند، حقيقت به شكل باطل و باطل در لباس حقيقت. اميرالمؤمنين در يك خطبهاى از جملهى مهمترين مشكلات جامعه همين را ميشمارد: «انّما بدء الوقوع الفتن اهواء تتّبع و احكام تبتدع يخالف فيها كتاب اللَّه».(4) در همين خطبه، اميرالمؤمنين ميفرمايد: اگر حق به طور واضح در مقابل مردم آشكار و ظاهر بشود، كسى نميتواند زبان عليه حق باز كند. اگر باطل هم خودش را به طور آشكار نشان بدهد، مردم به سمت باطل نخواهند رفت. «و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان». آن كسانى كه مردم را ميخواهند گمراه بكنند، باطل را به صورت خالص نمىآورند؛ باطل و حق را آميخته ميكنند، ممزوج ميكنند، آن وقت نتيجه اين ميشود كه «فهنالك يستولى الشّيطان على اوليائه»؛ حق، براى طرفداران حق هم مشتبه ميشود. اين است كه بصيرت ميشود اولين وظيفهى ما. نگذاريم حق و باطل مشتبه بشود."


کلیپ تصویری زیبا با صدای رهبر انقلاب امام خامنه ای تحت عنوان " این عمار؟!" از اینجا دریافت کنید.
از اینکه چند وقته مطلب نمی نویسم عذر می خوام. چند وقتیه اومدم تبریز و روزها تو آسمون زیبای آذربایجان پرواز می کنم. کوههای بلند و مزارع سرسبز مناظر چشم نواز این منطقن. اینجا مثل همه جای دیگه ایران دیدنی و قشنگه و عشق آدم به این سرزمین و مردم خوبش رو هزاران برابر می کنه. ان شالله چندتا عکس می ذارم و بعدا بیشتر می نویسم.
در ضمن بعضی حضار مطالبی گفتن که نیاز به جواب داره! حیف که فعلا وقت نشد...
چند روز پيش خبري مبني بر نقص فني هواپيماي مسافربري كاسپين و بازگشت اين پرواز به فرودگاه مبدا _ حضرت امام خميني (رة)_ مجددا یاد پرواز تهران-ایروان کاسپین را زنده کرد. اخبار مشابه اين خبر در دو سه ماهه اخير پای ثابت ستون حوادث مطبوعات بوده است. شنیدن خبر حوادث هوايي دراين مدت آن قدر مردم را پریشان كرد كه با افزايش نگراني هاي مردم، بر فروش بليط و تقاضاي سفرهاي هوايي تاثير قابل توجهي گذاشت. البته در اين مدت حوادث ديگري هم _ هرچند بدون تلفات جاني_ اتفاق افتاد كه به گوش مردم نرسيد. اين نشان دهنده حادث شدن وقایع حتي بيشتر از موارد مذكور در صنعت هوایی ايران است.
هرچند حوادث هوايي در سراسر جهان امري عادي و روزمره و بعضا غیرقابل اجتناب است، اما میزان فراوانی و حتی افزایش آن به خصوص بعد از انتخابات و شرایط خاص کشور غیرطبیعی به نظر می رسد. قطعا با یقین نمی توان همه آن ها را به خرابکاری یا مسایل عمدی نسبت داد، لیکن باتوجه به شواهد و قرائن موجود و جایگاه صنعت هانوردی در شاخص های سیاسی اقتصادی و امنیتی یک کشور بررسی موشکافانه کارشناسان صنعت هوایی و امنیتی ضروری به نظر می رسد. چراکه در این صنعت حساس علیرغم تمام چک های قبل و بعد از پرواز، _ در هواپیماهای پهن پیکر این کار به دست تیم های فنی گوناگون انجام می شود_ جابجایی یک پیچ ممکن است منجر به فاجعه شود. شاید عده ای این مسایل را به عمر بالای ناوگان هوایی کشور نسبت دهند_ هرچند احتمالا بی تاثیر هم نباشد_، اما آیا در این دو سه ماهه عمر ناوگان هوایی به یکباره زیاد شد؟!؟ به هر حال لزوم پیگیری هوشمندانه این حوادث امریست که نباید با گذشت زمان و فروکش کردن جو جامعه نادیده گرفته شود.
در مورد هواپیمای توپولف تی یو 154 _ که این روزها مهمانداران از گفتن اسم این هواپیما به مسافران اجتناب می کنند!_ نکاتی قابل ذکر است. اول اینکه این هواپیما با داشتن سه موتور قدرتمند و وزن کم یکی از قدرتمندترین هواپیماها در نسبت نیرو به وزن است. نکته دوم اینه علیرغم آنچه که در ایران برای این هواپیما اتفاق افتاده است، این هواپیما یکی از ایمن ترین پرنده ها از لحاظ تلفات انسانیست و از این لحاظ بالاتر از انواع بوینگ و ایرباس قرار می گیرد. حال ممکن است سوال شود پس چرا اتحادیه اروپا به این هواپیما اجازه پرواز در اروپا نمی دهد؟ علت به مسایل ایمنی برنمی گردد. بلکه دو مشخصه توپولوف و مسایل زیست محیطی مانع اصلی پروازش در اروپاست: از آنجا که فرودگاه های کشورهای اروپایی نزدیک به شهرها یا حتی گاهی درون شهرها قرار دارند صدای وحشتناک موتورهای توپولوف و آلودگی صوتی بیش از حد آن برای پرواز محدودیت ایجادکرده است. نکته بعد مصرف سوخت بالای موتورهای این هواپیماست که ناشی از تکنولوژِی قدیمی و البته استفاده از سه موتور برای یک هواپیمای زیر 200 نفر است. و نکته آخر در مورد توپولوف اینکه یکی از هواپیماهای این شرکت دارای رکورد سرعت هواپیمای مسافربری در جهان است! در حالیکه همه گمان می کنند کنکورد ساخت انگلیس و فرانسه سریعترین جت مسافرتی جهان بوده است، توپولوف 144 دو ماه زودتر در سال ۱۹۶۸ به این مهم دست یافت.
به هر روی بازهم تاکید می کنم روند وقوع حوادث پی در پی هوایی نیاز به رمزگشایی کارشناسانه دارد.

اسفندماه سال گذشته پس از حضور خاتمي در راهپيمايي 22 بهمن و عنايت ويژه مردم به او!! كه نشان دهنده ميزان اقبال _ بخوانيد رويگرداني مردم_ مردم پايتخت به اصلاح طلبان بود، و نيز سفر او به جنوب ايران (شيراز، بوشهر و ياسوج) كه عليرغم تبليغات و هياهوهاي فراوان با بي اعتنايي مطلق مردم اين شهرستان ها مواجه شد، دكتر! خاتمي با زيركي _ كه البته بيش از چند ماه دوام نياورد!_ براي فرار از شكست، از كانديداتوري كناره گيري كرد و با حرف و حديث هاي فراوان علني و پنهاني و دلخوري هاي اطرافيان، جايش را به ميرحسين موسوي پژمرده _ از لحاظ سياسي_ داد. اما طبق معمول دروغ بافي ها و شايعه پراكني هاي جبهه اصلاحات، اين بار هم حضرات از گفتن حقيقت پروا كردند و مثل هميشه ترجيح دادند مردم را با فضاي غبارآلود روبرو كنند. همان روزها بين بعضي كم خردان سياسي شايعه بود كه نظام _ و البته شخص رهبري_ از ترس راي آوردن خاتمي مانع از كانديداتوري او شد! ادعايي كه آنقدر مسخره و كودكانه بود كه ردش نيازي به استدلالات پيچيده نداشت. بي شك بزرگترين مانع خاتمي مردم هوشمند و آزموده ي ايران و البته شخص خودش بودند؛ هرچند خاتمي تمام توان مادي و معنوي اش را براي پيروزي موسوي به ميدان آورد، اما آنروز تصميم عاقلانه اي براي شكست نخوردن گرفت. البته بعد از انتخابات با رفتار انتحاري كه انجام داد تصميم درستش را جبران كرد!
روز شنبه روزنامه هاي زنجيره اي مثل هميشه به صورت اتفاقي!! به صورت هماهنگ تيتر يكشان را به لغو مراسم شب هاي قدر حرم مطهر حضرت امام (رة) اختصاص دادند. اين بار هم حضرات با شارلاتان بازي مطبوعاتي سعي بر القاي فشارهاي بيروني بر سران شيشه اي اصلاحات براي لغو سخنرانيشان داشتند. اما آيا اين بار نيز كسي جز مردم و شخص خاتمي _ و ساير سخنرانان اصلاح طلب_ مانع حضور آقايان شد؟! قطعا نه! خاتمي و ساير دوستان دوم خردادي به نيكي مي دانند كه جنس مردم عزادار حرم مطهر حضرت امام (رة) متفاوت از جنس مردم پارك وي و وليعصر و ميدان ونك است. بدون شك در صورت حضور خاتمي و دوستانش در اين برنامه مردم حقشان را به خوبي بهشان مي دادند و آنان را در مراسم سوگواري مولاي متقيان، بزرگ شهيد راه عدالت، به سزاي اعمال ماه هاي اخيرشان مي رساندند. همانطور كه با اعلام انصراف خاتمي آرزو كردم ايشان در اين عرصه باقي مي ماند و خود را در معرض راي مردم مي گذاشت و با پتك راي مردم براي هميشه به زباله دان تاريخ مي رفت، امروز نيز آرزو دارم اي كاش خاتمي _ و ديگران_ با حضور در اين مراسم معنوي، خشم مردم مومن و انقلابي ايران را از رفتار و گفتار اخيرشان از نزديك ببينند...
شايد به بركت اين ماه عزيز و شب هاي پرفيض قدر به خود آيند...



:: آزادی بیان!
چند وقته به علت امور خیری که در پیش دارم! فرصت نمی کنم ذهنم رو تخلیه کنم تو صفحات وب. چند موردی هست که باید حتما دربارشون بنویسم که بمونن سرفرصت.
و اما...
یک سالی هست که مشترک مجله امتداد متعلق به ستاد راهیان نور هستم. در نوع خودش علیرغم انتقاداتی که بهش وارده محتویات خوبی داره. امروز صبح که رفتم بیرون دیدم مجله اومده و رو جاکفشی سرایدار بلوکه. به خاطر احترام به سرایدار برش نداشتم تا خودش بياره دره خونه و يه جورايي تو كارش دخالت نكرده باشم. عصر كه برگشتم خونه جلو در ورودي ساختمون توجهم به يه تكه پلاستيك و كاغذ جلب شد! همونطور كه با پا زدم بهش ناخودآگاه خم شدم و تكه كاغذ رو برداشتم، و شوكه شدم! بله، كاغذ پاره، برگه اشتراك موجود در پلاستيك مجله بود كه درش اعلام شده بود اشتراكم به پايان رسيده! اما هرچه گشتم خود مجله رو پيدا نكردم. زنگ سرايدار رو زدم و پيگير مجله امتداد شدم كه موعد اومدنش بود. گفت كه اتفاقا ديروز اومده و گذاشته همونجاها! وقتي ديد نيست بهش گفتم زحمت نكش! پيداش نمي كني! چون يكي بردتش! بهش توضيح دادم كه چي شده. بنده خدا ناراحت شد و عذرخواهي كرد كه بايد زودتر تحويلش مي داده. از اونجا كه داداش و پسرعمومم مشترك امتدادن نگران خوندنش نبودم و به اون بنده خدا هم گفتم كه از جاي ديگه تامينش مي كنم، اما برخورد همسايه غافل و بي چشم و گوش ما با چند تكه كاغذ برام تاسف برانگيز بود. احتمالا از همون مدعيان ازادي بيان و عقيده و شنيدن حرفه مخالف بود كه به كاغذهاي بيگناه هم رحم نكرده بود...

قبل از هر چيز به عنوان عضو كوچكي از خانواده بزرگ صنعت هوانوردي كشور، ضايعه سقوط توپولوف كاسپين را به همه هموطنان به خصوص هموطنان عزيز ارامنه و خانواده خلبان مرحوم شيراكبري تسليت عرض مي كنم.
کم سن و سال تر که بودم برای تشریح تاثیر مذهب در نگاه سیاسی ام مثالی می زدم. طبق اعتقاد سياسي- مذهبي ام برگرفته از آرا و انديشه هاي امام خميني (رة)، با خود می اندیشیدم اگر روزي دشمن طالب نماز خواندن من شود و نمازم، اين زيباترين و عيني ترين عبادت روزانه يك مسلمان نه تنها خاري در چشم دشمنان نباشد، بلكه ملعبه اي براي عقده گشايي زخم خوردگان عليه اسلام ناب باشد، هرگز چنين نمازي نخواهم خواند؛ و البته هرگز فكر نمي كردم چنين روزي بيايد و اقامه نماز نفاق را به چشم ببينم!
مي توان نماز جمعه 26 تيرماه را از جهاتي يكي از منحصر به فردترين نمازهاي جمعه برگزار شده در تهران ناميد. چندين فاكتور اين نماز جمعه را از ساير نماز جمعه هاي پايتخت متمايز كرده بود. در حاليكه امام جمعه موقت تهران به طور معمول چهارشنبه هر هفته اعلام مي شود و روزنامه هاي كثيرالانتشار روز بعد (پنجشنبه) برنامه نماز جمعه را اعلان مي كنند، اين بار از ابتداي هفته نام هاشمي براي اقامه نماز به سر زبان ها افتاد و تحليل ها و گمانه زني ها پيرامون اين حضور پاي ثابت روزنامه هاي زنجيره اي در هفته گذشته بود. شايد براي اولين بار بود كه راديو اسراييل و امريكا ضمن آموزش نماز جمعه در سايت هايشان، از مردم براي حضور حماسي!! در نماز دعوت مي كردند. چند روز پيش گري سيك سياستمدار سرشناس امريكايي _كه بعضي اصلاح طلبان خيلي خوب او را مي شناسند!_ با ارايه پيشنهادات جالب و در خور تاملي به اصلاح طلبان توصيه كرده بود به جاي تجمع در خيابان _ كه امكان برخورد نيروهاي حافظ نظام را فراهم مي كند_ بايد در اماكن مذهبي و مقدس حضور يابند. بلافاصله بعد از اعلام حضور هاشمي در نماز جمعه، مجريان جريان برملا شده دوم خرداد كه فرصتي از اين بهتر نمي ديدند، اعلام كردند با همه توان در نماز جمعه شركت خواهند كرد. به خصوص شخصيت هايي چون خاتمي، موسوي، كروبي و روحاني كه سال هاست نماز جمعه را تحريم!! مي كنند، خبر از حضور در بين نمازگزاران دادند. طرف خارجي هم در ادامه هماهنگي با حضرات، ضمن دعوت از معترضين! از ايشان خواست براي اجراي پروژه پيشنهادي گري سيك در نماز شركت كنند. هدف هم مشخص بود. بعداز سرد شدن فضاي كشور اين بهترين فرصت براي تهييج مجدد معدود معترضين و غبارآلود كردن جو سياسي كشور بود. از طرفي با توجه به موقعيت نماز جمعه امكان برخورد با معترضين و حتي اغتشاشگران _ در صورت حضور و اغتشاشگري_ به شدت تقليل مي يافت. و نهايتا غم انگيزترين، خبيثانه ترين، خطرناك ترين و در عين حال اصلي ترين هدف دشمنان خارجي و ايادي آگاه و ناآگاه داخليشان _ البته به خيال خامشان_ از فراخوان براي استقبال از نماز جمعه تحت تاثير قراردادن نماز جمعه وحدت بخش 29 خرداد به امامت امام خامنه اي (مدظله عالي) و نفي فصل الخطاب بودن بيانات ايشان بود؛ كمااينكه هاشمي هم با جسارتي خجالت آور سعي كرد خطابه اش را تاريخي و پاياني بر حوادث موجود قلمداد كند!
صحبت هاي هاشمي هم به شدت متناقض و سوال برانگيز بود. در حاليكه دم از مردم و مردم گرايي مي زد، در آغاز هيچ سخني از جان باختن ده ها انسان بيگناه در حادثه هوايي بيان نكرد و با بي شرمي به بازماندگان تسليتي نگفت. از طرفی هم شاید برای اینکه حمایت غرب از مواضعش را از دست ندهد کوچکترین سخنی از شهیده حجاب دکتر مروه به زبان نیاورد. از قانون و قانونگرايي گفت، اما اشاره اي به قانون شكني هاي مكرر و هزينه بر موسوي، عده اي از افراطيون شكست خورده و و فرزندان مسئله دارش نكرد. از لزوم هوشياري در مقابل دشمنان قسم خورده ملت حرافي كرد، و در عين حال سخني از نامه نگاري خود و اظهارات دشمن شادكن اطرافيانش سخني به زبان نياورد. از مروجان ترديد بين مردم ظاهرا انتقاد كرد، اما گويا اظهارت همسرش در روز راي گيري و صحبت هاي مكرر موسوي و كروبي و اطرافيانشان مبني بر تقلب در انتخابات را _پيش از انتخابات_ فراموش كرده بود. از رسول اكرم (ص) و حضرت امام خميني (رة) سخن پراكني كرد، اما از مولا علي عليه السلام و رهبر معزز انقلاب سخني به ميان نياورد؛ گويا علاقه ي چنداني به بازخواني حوادث بعد از پيامبر و نفاق پديدآمده در سال هاي بعد از رحلت ايشان نداشت! همنوايي جالبش با اوباما و مركل و ساركوزي و براون در معترض خواندن "مردم" به شدت به چشم آمد! آنجا كه مردم را معترض به انتخابات خواند! آيا اين مدعي قانون گرايي، بيش از 24 و نيم ميليون ايراني را به حساب نمي آورد؟! تازه اگر بسياري از راي دهندگان به موسوي را جزو معترضين بدانيم كه به هيچ وجه چنين نيست. اشاره اي هم به آزادي مطبوعات و رسانه ها كرد اما گويا به ياد نياورد كه در زمان خودش چند روزنامه اجازه انتقاد قانوني از دولتش را داشتند!؟
و در پايان سخني با آقاي هاشمي!
چه كرده ايد با خود كه امروز تمام دشمنان قسم خورده امام و انقلاب و كينه توزان به پير جماران چشم طمع به شما بسته اند؟ بي شك اگر براي اين انقلاب اتفاقي بيفتد _كه ان شالله چنين نخواهد شد_ استكبار گرگ صفت به شما و امثال شما هم رحم نخواهد كرد. در ضمن نگاهي به حاميان ظاهري تان و كساني كه در داخل و خارج شعار حمايت از شما را مي دهند بيندازيد! آيا اينان به راستي حامي ايدئولوژيك و آرماني شمايند؟! يا اينكه همان هايي هستند كه تا ديروز انواع و اقسام بي شرمانه ترين توهين ها را نثار شما و فرزندانتان مي كردند و امروز كه شما را در مقابل نظام و رهبري و امت حزب الله مي بينند، سعي دارند به وسيله شما از انقلاب انتقام جويي كنند. تا دير نشده به هوش آييد.
ما اهل كوفه نیستیم علی تنها بماند ....
بعد التحریر: روزنامه های دوم خردادی در طنزی تاریخی در حالی روزشنبه تعداد نمازگزاران را دو و نیم میلیون و صدهاهزار نفر ذکر کردند که حتی از چاپ یک عکس از این جمعیت میلیونی خودداری کردند!!


این جماعت میلیونی البته مثل اینکه یادشون رفته برا نماز مهر و زیرانداز بیارن!
و البته علت اینکه عکسی چاپ نکردند این بود که بیشتر نمازگزاران ـ تاکید می کنم نمازگزاران نه تماشاچیان! ـ برای حمایت از رهبری خود آمده بودند. و انصافا هم با شعور بالای سیاسی خود مانع فرصت طلبی عده ای شدند:

در ضمن این نماز جمعه اولین نمازی بود که هیچ تکبیری نداشت! برعکس نماز جمعه ۲۹ خرداد آقا که با تکبیرهای مکرر و دشمن شکن همراه بود.
مالك با تار و مار سپاه شاميان به چند قدمي خيمه معاويه رسيده بود و تا نابودي فتنه با دستان پرتوانش فاصله ي چنداني نداشت. ناگاه خبرش دادند كه مولايش علي عليه السلام فرموده "برگرد!" اشتر نخعي كه شوكه و خشم انقلابيش برافروخته شده بود، با جسمي زخمي و جاني زخمي تر از حماقت عده اي متحجر، به اردوگاه برگشت. جهل اطرافيان خيمه اميرالمومنين بيش از تير فرورفته در بازو برايش ملال آور بود. عده اي نادان متعصب كه تنها عنصر موثر وجودشان دو چشم بي بصيرتشان بود، مانع نابودي فتنه تاريخي اسلام شدند. درحاليكه فساد علني و بارز شاميان هويت واقعي آن ها را آشكار كرده بود و كوفيان را به نابودي اين جرثومه ها مصمم، دشمن براي انحراف كوفيان و تطهير چهره زشت و پليد خود، تكه نوشته هايي را به بهانه قرآن سر نيزه كرده و با اين حربه سپاهيان جاهل كوفي را درمقابل قرآن ناطق قرار داد. عجب ترفندي! دشمن به موازات اين حيله مكارانه، راه حل را تشكيل شوراي حكميت بي طرف اعلام كرد! و شگفت آن كه بازهم همان جماعت استحمارشده مانع از فرستادن نماينده علي عليه السلام براي شور شدند و عنصري عافيت طلب، دنياپرست و نادان تر از خود را به عنوان نماينده كوفيان منصوب كردند. و شد آنچه شد...
شهيد بزرگوار آيت الله مطهري (ره) مي فرمايند: سلاح منافق جهل مردم است. براي خلع سلاح منافق بايد مردم را آگاه كرد.
نامه اخير موسوي به شوراي نگهبان گويي تداوم داستان صفين است و شواهد نشان از همخواني عبرت آموز موسوي و يارانش با داستان شاميان دارد. به اين قسمت نامه مشاراليه به شوراي نگهبان و خاصه عبارت " هياْت حكميت! " توجه كنيد:
"لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود."
حضرات اصلاح طلب _هرچند كاملا در بيان عقايد و نه تحميل و تعميم آن آزادند_ در طول سال هاي حاكميت خود انواع توهين و تحقير شئون و شعائر مذهبي در كارنامه اعمالشان ثبت كردند، از اعلام مجوز تظاهرات عليه خدا و امكان استيضاح ائمه معصوم عليهم السلام گرفته تا اهمال در جلوگيري از ترويج بي بند و باري و فساد ميان جوانان. بنابراين وقتي قافيه را باخته و اقبال مردم به مسايل ديني _ عليرغم ادعاهاي قبليشان مبني بر خسته شدن مردم از دين و عدم نياز به مذهب در قرن 21_ را در چند انتخابات گذشته و بخصوص انتخابات نهم ديدند، مشابه شاميان در صفين، راه حل به بازي گرفتن احساسات پاك مذهبي مردم و استفاده از تقدس نمادهاي ديني را برگزيدند. اين جماعت با عوامفريبي و استفاده ابزاري از دين سعي كردند گذشته عنادامزيشان با باورهاي عميق مذهبي مردم را از ذهن مردم پاك كنند، اما دريغ كه ايراني با اعرابي صدر اسلام متفاوت است!
نكته جالب ديگر درخواست تشكيل هياْت حكميت از سوي موسوي است كه نشاندهنده تناظر يك به يك ماجراي اصلاحطلبان با اين روزهاي شاميان است! پس از علم كردن نماد سبز _كه گاه با توهين هاي عده اي از طرفداران موسوي به اين نماد مقدس همراه بود_ شايد حضرات قصد داشتند هياْت حكميت راي مورد نظر آقايان را به كرسي نشاند و دل ايشان شاد شود. اما بزرگترين گزاره اي كه ناديده گرفتنش باعث خسران اين جناح عبرت نياموز! شد "نقش" و "هوش و شعور" مردم ايران بود. مردم ايران _ همانطور كه پير جماران نيز فرمود_ تفاوت شگفتي با مسلمانان جاهل صدر اسلام دارند و به فرموده آقايمان در مراسم سالگرد حضرت امام (رة) مردمي ازموده و باتجربه هستند. و اين يكي ديگر از بارزترين خصوصيات ايرانيان است كه همواره از بسياري سياستمداران هم عصر خود جلوتر هستند و اين بار هم در مقابل بي تجربگي و درس نياموزي عده اي ورشكسته سياسي شعور بالاي خود را به رخ كشيدند.
در پايان سوالي دارم از موسوي:
اگر شوراي نگهبان را قبول داريد، چرا از ارايه مستندات تقلب و حضور در اين شورا خودداري كرديد؟! و اگر آن را قبول نداريد، پس چرا مرتب با اين شورا نامه نگاري مي كنيد؟! متاسفانه حضور كوتاه چندماهه شما در عرصه سياست سرشار از تناقض هايي ازاردهنده است...
مجله معتبر تایم ـ که سوای خط مشی اش انصافا به لحاظ حرفه ای جزو بهترین هاست ـ در پایان هر سال میلادی از میان چهره های مطرح جهان ـ سیاسی، اقتصادي، ورزشي و ..._ براساس انتخاب خوانندگان و كارشناسان خود يك شخص را به عنوان تاثيرگذارترين شخص سال بر مي گزيند. براي مثال در سال 2008 اوباما و در سال 2007 پوتين شخصيت هاي سال مجله تايم شدند. انتخاب شخص سال با اين سبك و سياق سال هاست از سوي مسئولين مجله اعمال مي شود. اما در پايان سال 2006 اتفاق نادري افتاد و براي اولين بار سردبير اين مجله در كنفرانسي خبري با طفره رفتن از انتخاب شخص سال، همه خوانندگان تايم در سراسر جهان را شخص سال معرفي كرد! اما علت چه بود؟ براساس نظرسنجي سايت مجله تايم و اعتقاد اكثر كارشناسان مجله تاثيرگذارترين شخص سال 2006 كسي نبود جز رييس جمهور _ به تعبير تايم شجاع و رك گوي_ ايران، دكتر احمدي نژاد. و بدين ترتيب فشار لابي صهيونيستي بر تايم باعث شد ميليون ها نفر جاي يك نفر شخص سال 2006 شوند!
مجله نوپاي همشهري جوان _ شايد به تقليد از تايم_ هر هفته چند چهره را به عنوان چهره هفته معرفي مي كند. هفته گذشته، مجله همشهري در اولين شماره خود پس از اعلام نتايج قطعي انتخابات _شماره 216_ _احتمالا بازهم به تقليد از تايم_ به جاي انتخاب چهره هفته ( كه با توجه به راي بالاي دكتر احمدي نژاد و جلب مجدد راي مردم كسي جز ايشان نمي توانست باشد) مردم را چهره اول هفته معرفي كرد! و بدون چاپ حتي عكس كوچكي از رييس جمهور منتخب 70 ميليون ايراني در گزارشي كوتاه به اعلام نتايج انتخابات دهم رياست جمهوري بسنده كرد. البته نويسنده مطلب قبلا عصبانيت خود _ و البته رييس هايش! _ را از رييس جمهور و تنگ نظری نسبت به ایشان را با سانسور بيانات رهبر انقلاب در دانشگاه علم و صنعت درباره رييس جمهور نشان داده بود.
اين در حاليست كه در كوران انتخابات در اوايل خرداد، همشهري جوان به دليل حضور محسن رضايي در يكي از پروازهاي قاليباف، شهردار خلبان را به عنوان چهره هفته برگزيده بود و عكسي تمام قد از وي چاپ كرده بود.
البته فكر مي كنم اين تنها شباهت همشهري جوان قاليباف به مجله با سابقه تايم باشد؛ چراكه از نظر فني تفاوت به اندازه ارتفاع پروازهاي آقاي خلبان از سطح درياست!!
ما منتظریم ماه محرم گردد
هنگامهی امتحان فراهم گردد
ما دانیم و تیغ و حلقوم شما
یک مو ز سر علی اگر کم گردد
جمعه - دانشگاه تهران
اعلام حمایت از مواضع رهبری
مرحبا به شما ملت ايران كه مثل هربار پوزه دشمنان و ايادي داخلي شان را به خاك ماليديد.
پيروزي تمدن ساز شعور و آگاهي بر شور و احساس، اخلاص و عمل بر زر و زور و تزوير، خدمت و عدالت بر ويژه خواري و رانت خواري، ايرانيت و اسلاميت بر ليبراليسم و استكبار، صداقت و پاكي بر دروغ و نيرنگ، عزت و شجاعت بر ذلت و دشمن هراسي، عقلانيت بر جهالت، آزادي بر استبداد، آزادانديشي بر تحجر، مردم داري بر قدرت پرستي و ثروت طلبي، پيشرفت همه جانبه بر عقب ماندگي، و در يك كلام اسلام ناب محمدي بر اسلام آمريكايي مباركباد.
به اميد ايراني شكوهمند به شكوه دوران كوروش حول محور اسلام
در آينده از ابعاد اين پيروزي خواهم نوشت.
این عمار (ع)؟!
همه جای ایران سرای من است...
حوادث مشكوك هوايي
ترفند نخ نماي سيد و دوستان!
آزادی بیان!
نماز دشمن شادكن
صفينِِ 1388!!
تنها شباهت همشهری جوان با مجله تایم!
ای رهبر آزاده آماده ایم ...
فان حزب الله هم الغالبون...
چرا اصلاحطلبان سياستمداران موفقي نيستند؟!
آماده باش چماق به دستان موسوي، آغاز پروژه هاي پدرخوانده ها
بوی قرآن سر نیزه می آید...
بازهم نادیده گرفتن شعور مخاطب؟!؟!
اعتماد ملی یا افتضاح ملی؟؟!!
